نفس
24 بازدید
تاریخ ارائه : 2/10/2014 9:11:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

مراحل عملیات بزرگ بیت المقدس، پی در پی انجام می شد و در هر مرحله، تعدادی از دوستان خود را از دست می دادیم؛ دوستانی که گاه از برادر به ما نزدیک تر بودند. در هر مرحله، افراد باقی مانده از گردان ها با یکدیگر ادغام می شدند و گردان جدیدی شکل می گرفت.

از ده اردیبهشت سال 61 تا سی اردیبهشت، بچه ها حدود بیست روز مقاومت کردند، و لکن دیگر توان روحی و جسمی برای ادامۀ نبرد نداشتند. در مقر تیپ هشت نجف اشرف در اهواز، مقابل پرسنلی تجمع کرده و درخواست برای پایان ماموریت!

احمد کاظمی، فرماندۀ جوان و شجاع تیپ نجف اشرف در جمع رزمندگان خسته حضور پیدا کرد و خیلی آرام، چند جمله سخن گفت و جلسه را ترک کرد:

براداران عزیز، دیشب فرماندهان ارشد با امام ملاقات داشتند. امام فرموده: تا آزادی خرمشهر باید عملیات را دامه داد.

با این حال، من به بچه های پرسنلی گفتم که هر رزمنده ای مراجعه کرد، برگۀ تسویۀ او را بدهید.

با این سخن احمد کاظمی، رزمندگان خسته به یکباره انرژی مضاعف گرفته و برای آزاد سازی خرمشهر آماده شدند.

جان به فدای نفس امام و نفس امثال شهید احمد کاظمی!